به نام خدا
سلام به تو خالق افرینش
بدون هیچ مقدمه ای میریم سر اصل مطلب
دیروز تولد یکی از گرامی ترین و سه پیچ ترین و دیوونه ترین خواهرا م بوده(فرضا می
گیم خواهر ولی دوستیم)البته خودش به بزرگی خودش ببخشه که یه روز دیر تر تولدش
وبهش تبریک می گم به قول رزی ما هفته ای حساب می کنیم ![]()
اصلا من گفتم تولد کدوم خواهرمه
اهان پس نگفتم
تولد...(خودمم دقیق اسمش و نمی دونم)
تولد...پری شما نمی شناسینش ولی از وقتی که من این وبلاگ و راه انداختم تا حالا
گیر شیصد پیچ به من داده که باید درباره منم تو این وبلاگ صاب مرده(که منم) بنویسی
اینم از اون گیرای بی خود شمالیاست(جسارت نباشه؟)
این خانم خیشکله
۱۵سالش
بچه گنبد کاووس
یه داداش داره و ۴۰ ۵۰تا خواهر(که ما باشیم)
یه کم لوس
زود به تریپش برمی خوره
خیلی دوسم داره![]()
خیلی دوسش دارم![]()
رزی چشم دیدنش و نداره به خاطر یه دعوای الکی
از مامانش یه کم می ترسه(حالا بین خودمون باشه)
یکم خسیس
خوب اینم بیوگرافی پری خانم
حالا کی می خواد به افتخارش بزن و بکوب راه بندازیم؟ من که زیاد حوصله این کارا
ندارم ولی باشه ...چون خیلی اصرار می کنید یه جشن کوچکولو می گیریم بعدشم
ختم جلسه.
تغییر رنگ میدیم
به افتخار پری خانم دست دست
حالا بیا وسط قرشو بده
شوله شوله دددددددددددددددددددددددددددددددست
تولد تولد تولدش مبارک مبارک مبارک تولدش مبارک
بیا شمعارو فوت کن تا صد سال زنده باشی
حالا بگو مبارک مبارک...
سوت سوت
کیک تولد بیارین بیار بیار کیک و بیار شمعارو زود روش بزارین بزار بزرا شمع و بزار
پانزدهمین پاییز زندگیت مبارک
بای بای

